اصرار
خسته
شکسته و
دلبسته
من هستم
من هستم
من هستم
از این فریاد
تا آن فریاد
سکوتی نشسته است.
لببسته در درههای سکوت
سرگردانم.
من میدانم
من میدانم
من میدانم
جنبشِ شاخهیی
از جنگلی خبر میدهد
و رقص لرزان شمعی ناتوان
از سنگینی پابرجای هزاران جار خاموش،
در خاموشی نشستهام
خستهام
درهمشکستهام
من
دلبستهام.
شاملو......
+ نوشته شده در شنبه سوم دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۲ ق.ظ توسط مسعود
|