تبليغاتX
اسیر خاک - اگر این داد است پس بیداد چیست؟

اسیر خاک

اسیر خاکم و نفرین شکسته بالی را که بسته راه به من اسمان خالی را

اميد کجاست؟
تا خود جهان به قرار باز اید؟
هان، سنجيده باش
که نوميدان را معادی مقدر نيست..........!
معجزه کن معجزه کن
که معجزه
تنها
دست‌کار توست
اگر دادگر باشي
که در اين گستره
گرگان‌اند
مشتاق بردريدن بي‌دادگرانه‌ی آن
که دريدن نمي‌تواند.
و دادگری
معجزه‌ی نهايي‌ست.
و کاش در اين جهان
مرده‌گان را
روزی ويژه بود،
تا چون از برابر  اين همه اجساد گذر مي‌کنيم
تنها دستمال برابر بيني نگيريم:
اين پرآزار
گند جهان نيست
تعفن بي‌داد است
تعفن بي‌داد است
تعفن بي‌داد است.......
 
                                                                                               بامداد خسته"

پی نوشت:امید هایمان  را محکم تر بغل کنیم شاید فردا روز دیگری باشد...

ـــ عیسایانی همه هم ‌سرنوشت

 با جامه‌ها همه یک ‌دست

 و پاپوش ها و پا پیچ‌هایی یک ‌دست

 هم بدان قرار

 و نان و شوربایی به تساوی

 که برابری میراث گرانبهای تبار انسان است

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت1 قبل از ظهرتوسط مسعود | |