|
اقيانوس است آن: کوه است اين: تا تو را به خواری تسبيح گويد تا تو مرا انسان آفريدهای: فانيام آفريدهای بر خود مبال که اشرف ِ آفرينهگان ِ تواَم من: هستي از دوزخ و بهشت و فرش و عرش برميگذری نام ِ تواَم من به ياوه معنايم مکن ! "شاملو" تنها پی نوشت: نه
آزادی = آزادی "مخالف" آزادی انسانی را تا آنجا حرمت نهيم كه مخالف را و حتی دشمن فكری خويش را به خاطر تقدس آزادی، تحمل كنيم و تنها به خاطر اينكه می توانيم، او را از آزادی تجلی انديشه خويش و انتخاب خويش، با زور باز نداريم و به نام مقدس ترين اصول، مقدس ترين اصل را، كه آزادی رشد انسان ازطريق تنوع انديشه ها و تنوع انتخاب ها و آزادی خلق و آزادی تفكر و تحقيق و انتخاب است، با روش های پليسی و فاشيستی پايمال نكنيم. زيرا هنگامی كه «ديكتاتوري» غالب است، احتمال اينكه عدالتی در جريان باشد، باوری فريبنده و خطرناك است و هنگامی كه «سرمايه داري» حاكم است، ايمان به دموكراسی و آزادی انسان يك ساده لوحی است. «ديکتاتوری و آزادی از اينجا ناشی نمی شود که يک مکتب خود را حق می شمارد يا ناحق، بلکه از اينجا ناشی می شود که آيا "حق انتخاب" را برای ديگران قائل است يا قائل نيست. شریعتی پی نوشت ها ۱: در سرزمینی که بعد از قرنی تلاش برای ازادیخواهی و دمکراسی هنوز الفبای ان را بخوبی یاد نگرفته ایم نباید به این زودی ها توقعی برای رسیدن به ازادی و دمکراسی داشت!حتی به سبک ایرانی! ۲:یه نویسنده فرانسوی به جرج برنارد شاو می گه من برای شرف می نویسم تو برای پول. شاو هم می گه هر کدام از ما برای چیزی که ندارد می نویسد. ۳: آبان ماه هم تمام شد. پیاده روها را فرش زرد برگهای مرده، پوشانده اند. سایه مرگ واعدام بر سرزمین عشق ایران فروافتاده است. جان های شیفته دیار شعر و شعور یک یک خاموش می شوند. یکی در پایتخت یکی در پاریس و دیگری در کردستان .ازادی همیشه تاوان سنگینی دارد اما انگار این پاییز هم زنجیره ای دیگر در راه است با ته استکانی واجبی .. اول نادیده ات می گیرند، بعد مسخره ا ت می کنند، سپس باتو مبارزه می کنند، اما درنهایت پیروزی با توست "گاندی"
استحمار
استحمار یعنی؛ انحراف ذهن آدم، آگاهی و شعور آدم، جهت آدم(چه فرد چه جامعه) از خودآگاهی انسانی و خود آگاهی اجتماعی. هر عاملی که این دو آگاهی را منحرف کند، یا فردی را، نسلی را و جامعه ای را، از این دو خودآگاهی دور کند، آن عامل، عامل استحمار است ولو مقدس ترین عامل ها باشد و هر اشتغالی جز این دو اشتغال و پرداختن به هر چیزی جز پرداختن به این دو خود آگاهی یا آنچه در مسیر این دو خودآگاهی است؛ دچار خواب خرگوشی شدن، دچار بردگی شدن، قربانی قدرت دشمن و به استحمار مطلق در آمدن است ولو هم دعوت و پرداختن به یک چیز مقدس باشد و بدبختی ما (که نمی توانیم تشخیص بدهیم) این است که برای اغفال ذهن از آنچه باید بدان اندیشید غالباً ما را دعوت می کنند که به چیزهایی بسیار مترقی و عظیم و آبرومند و حتی بسیار سعادت بخش بیندیشیم و این است که گول زننده می شود و متوجهش نمی شویم. بدین سبب است که در جایی گفته ام : خود اگاهی در اینجا، همه مردم، یا املاند و یا قرطی و هر دو مقلد کور و سر و ته یک کرباس و در یک سطح. و هر دو تنگنظر و کوتهاندیش و پست احساس و هر دو ، در جنین خفه و تاریک تعصب مذهبی یا ضد مذهبی خویش ، خون می خورند و یکی به آنچه نمیداند و نمیشناسد مومن است و دیگر به آنچه نمیداند و نمیفهمد کافر و هر دو در آنچه باور دارند یا ندارند همسطح، که آنان را کتاب جناتالخلود و طوفانالبکاء سیر می کند و اینان را هر آنچه از آنجا برسد و هر چه “آنها” تعیین فرمایند. این دو گروه متخاصم از هر جهت به هم شبیهاند. آنها قرآن میخوانند و کتاب دعا و یک کلمهاش را نفهمیده لذت میبرند و غرق توفیق میشوند و اینان هم سمفونی موزار و بتهوون گوش میدهند و نمی فهمند و شعر نو میسرایند و میخوانند و نمی فهمند و ساتر و کامو و مارکس… را ترجمه میکنند و میخوانند و نمی فهمند و درست مثل همپالکیهاشان فقط برای ثوابش سمفونی استماع میکنند و مارکسیم و اگزیستانسیالیسم تلاوت مینمایند؛آنها برای ثواب اخروی و اینها برای ثواب دنیوی. اما نسان اگاه دارای اراده، انتخاب کننده، افریننده، و تغییر دهنده، عصیان کننده ،تسخیر کننده تمام نظام طبیعت و برهم زننده تقدیر تاریخش جامعه اش و حتی ذاتش است " خود اگاهی و استحمارـ شریعتی" پی نوشت:اغاز پاییز برای من همیشه خاطره انگیزه، هم بخاطر اغاز فصل زیبای خزان هم اینکه اول مهر ماه مصادف است با روز تولد دو هنرمند بزرگ ... حسین منزوی بزرگ مرد غزل ایران و سلطان غزلهای عاشقانه، که البه چند سالی هست ما رو ترک کرده و راهی دیار خاموشان شده و دوم استاد شجریان عزیز هنرمند مردمی که امیدوارم هر کجا که هست پایدار و برقرار باشد.. ـ برای شناخت بیشتر حسین منزوی میتوانید به اینجا سر بزنید. پاییز کوچک من دنیای سازش همه رنگ هاست با یکدیگر تا من نگاه شیفته ام را در خوش ترین زمینه به گردش برم و از درختان باغ بپرسم : خواب کدام رنگ یا بی رنگی را میبینید در طیف عارفانه پاییز؟ حسین منزوی زنجانی انسان محکوم به ازدای است سارتر
با خشم و جدل زیستم پ ن ۱:آینده از آن ملتی است که تاریخ گذشته خودرا بدرستی بشناسد پ ن ۲:بر نیزه قدرت میتوان تکیه کرد اما هرگز نمیشود بر روی ان نشست... "کلمانسو ببر فرانسه" پ ن ۳:وقتی ارتش نازیسم - فاشیسم آلمان ٬ فرانسه را اشغال کرد. عده ای از نظامیان آلمان به خانه پیکاسو نقاش معروف فرانسوی رفتند.او تابلوئی را به سبک خود از هجوم و رفتار نظامیان آلمانی به پاریس و اشغال شهر کشیده بود .افسر آلمانی پرسید: این کار شماست ؟ پیکاسو پاسخ داد: نه ! کار شماست پ ن ۴:تصنیف بسیار زیبای "زبان اتش / تفنگت را زمین بگذار" از استاد شجریان را اگر تاکنون نشنیده اید میتوانید از اینجا بشنوید. از حاشیه به متن : و تو ای زندانی قفست ویران باد
و مرا در تیره ترین شبها و در ازدحام تنهایی خویش نیز رویایی در سر است...
رویای بزرگ... رویای شیرین ازادی و برابری ... دیگر کلمات هم قادر به بیان تنگی و تاریکی این قفس نیستند و من نیز عاجز از تحمل این همه درد نه در خواب و رویا که در واقعیت تلخ زندگی لحظه به لحظه انتظار طلوع خورشید ازادی را میکشم... رویایم مرا زنده نگه خواهد داشت و میدانم اگر من نیز شاهد پیروزی و ازادی نباشم ذره ذره اجزای تنم شاهد سرنگونی دیو استبداد خواهد بود... اری در درد اورترین لحظه ها نیز زندگی را در امیدها و ارزوهایم دنبال میکنم. پی نوشت ۱: کاش نسل گلسرخی ها منقرض نشده بود!!و ای کاش در این روزگار جهل شعور جرم محسوب نمی شد!! پی نوشت ۲:من همدست توده ام،تا آن دم که توطئه می کند گسستن زنجیر را ،تا آن دم که زیر لب می خندد،دلش غنج می زند،و به ریش جادوگر آب دهن پرتاب می کند.اما برادری ندارم،هیچگاه برادری از آن دست نداشته ام پی نوشت ۳: بگذار
|
About![]()
زمذهب ها گزيدم طرفه دينی Archivesآذر 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 Authorsمسعود Links
ازاد
فدریکو گارسیا لورکا |