|
در آوار خونين گرگ و ميش ديگرگونه مردی آنک، که خاک را سبز می خواست و عشق را شايسته ی زيباترين زنان که اين اش به نظر هديتّی نه چندان کم بها بود که خاک و سنگ را بشايد. چه مردی! چه مردی! که می گفت قلب را شايسته تر آن که به هفت شمشير عشق در خون نشيند و گلو را بايسته تر آن که زيبا ترين نام ها را بگويد. و شير آهن کوه مردی از اين گونه عاشق ميدان خونين سرنوشت به پاشنه آشيل در نوشت. روئينه تنی که راز مرگش اندوه عشق و غم تنهائی بود. « ـ آه، اسفنديار مغموم ! تو را آن به که چشم فرو پوشيده باشی!» « ـ آيا نه يکی نه بسنده بود که سرنوشت مرا بسازد ؟ من تنها فرياد زدم نه! من از فرو رفتن تن زدم. صدائی بودم من شکلی ميان اشکال و معنائی يافتم. من بودم و شدم، نه زان گونه که غنچه ئی،گلی يا ريشه ئی،که جوانه ئی يا يکی دانه،که جنگلی راست بدان گونه که عامی مردی شهيدی؛ تا آسمان براو نماز برد. من بی نوا بنده گکی سر به راه نبودم و راه بهشت مينوی من بز رو طوع و خاک ساری نبود: مرا ديگر گونه خدائی می بايست شايسته آفرينه ئی که نواله ی ناگزير را گردن کج نمی کند. و خدائی ديگر گونه آفريدم» دريغا شير آهن کوه مردا که تو بودی، و کوه وار پيش از آنکه به خاک افتی نستوه و استوار مرده بودی. اما نه خدا و نه شيطان سرنوشت تو را بتی رقم زد که ديگران می پرستيدند. بتی که ديگران اش می پرستيدند. "سرود ابراهیم در اتش اثر جاودانی احمد شاملو"
یاد دارم یک غروب سرد، سرد میگذشت از کوچه ما دوره گرد دوره گردم ،کهنه قالی میخرم دسته دوم ،جنس عالی میخرم کاسه و ظرف سفالی میخرم گر نداری، کوزه خالی میخرم اشک در چشمان بابا حلقه زد عاقبت اهی کشید،بغضش شکست اول سال است و نان در سفره نیست ای خدا!!شکرت ولی این زندگیست؟ بوی نان تازه هوشم برده بود اتفاقا مادرم هم روزه بود... خواهرم بی روسری بیرون پرید گفت اقا سفره خالی میخرید؟؟؟؟ پی نوشت : تا حالا شده براتون اس ام اس بیاد چشاتون پر از اشک بشه؟؟ _هر وقت سر یه سفره رنگین نشستی که پر بود از عذاهای جور واجور و رنگی ،ندونستی که با کدوم غذا شروع به خوردن بکنی، به کسایی فکر کن که هیچی غذایی ندارن تا باهاش شروع کنن....
|
About![]()
زمذهب ها گزيدم طرفه دينی Archivesمهر 1388شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 Authorsمسعود Links
ازاد
فدریکو گارسیا لورکا |