|
عاشقانه با ان دهان که رازی است نه بسته نه گشاده حرفی نگفته داری یا بوسه ای نداده؟ حرفی که میتوان داشت اما نمی توان گفت چون حرف کودکانی تازه زبان گشاده یا بوسه ای معطل بین دو حس کجتاب بین لب و تزلزل بین دل و اراده ور شرم راه بسته است بر حرف و بوسه باهم بگذار تا بگردند یک دور شرم و باده انگاه باش لختی تا هر دو را ببینی مستی سواره در پیش شرم از پی اش پیاده ور باز هم نگفتی حرف نگفته ات را بگذار من بگویم لب بر لبت نهاده باد این دریدگی را از حجب غنچه اموخت چندانکه کرد شرمت شوق مرازیاده رازی است با تو عشق مثل زمین و خورشید عشق از تو زاده است اه ! اما تو را که زاده؟ زنده یاد حسین منزوی عارفانه عبرت انجمن جایی است مأمنی كه من دارم غیر من كجا دارد مسكنی كه من دارم در بهار آگاهی ناز خود فروشی نیست رنگ و بو فراموش است گلشنی كه من دارم موج و گوهرم عمری است آرمیده مینازد رنج پا نمیخواهد رفتنی كه من دارم منّت كفن ننگ است بر شهید استغنا غیرت شرر دارد مردنی كه من دارم خامشی ز هیچ آهنگ زیرو بم نمیچیند ناشنیده، تحسینی است گفتنی كه من دارم وضع مشرب مجنون فاش تر ز رسوایی است در بغل نمیگنجد دامنی كه من دارم دار و ریسمان اینجا تا به حشر در كار است شمع بزم منصوری است گردنی كه من دارم آه! درد نومیدی بركه بایدم خواندن؟ داشت هر كه را دیدم شیونی كه من دارم؟ پیش ناوك تقدیر جستم از فلك تدبیر گفت: دیدهای آخر جوشنی كه من دارم؟ چرب و نرمی حرفم حیله كار افسون نیست خشك میرود بر آب، روغنی كه من دارم حرف عالم اسرار بر ادب حوالت كن دم زدن خس و خار است گلخنی كه من دارم غور معنیام دشوار، فهم مطلبم مشكل «بیدل» از زبان اوست این منی كه من دارم مولانا عبدالقادر بیدل دهلوی
|
About![]()
زمذهب ها گزيدم طرفه دينی Archivesآذر 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 Authorsمسعود Links
ازاد
فدریکو گارسیا لورکا |